تبلیغات
زبان مدرن - مطالب ابر اصطلاحات زبان



pave the way

=

To make progress or development easier

=

راه را ( برای کاری یا چیزی)هموار کردن

مثال:

experiments that paved the way for future research.


آزمایش هایی که راه را برای تحقیقات آتی هموار ساخته است





طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی، زبان انگلیسی، آموزش زبان انگلیسی، اصطلاحات زبان، زبان مدرن، آموزش زبان، زبان، English، learning english، English Idioms، expressions، pave the way، paving the way، Modern English، اصطلاح زبان، اصطلاحات جدید زبان انگلیسی، انگلیسی، تافل، آیلتس، Toefl، Ielts، آموزش تافل، آموزش آیلتس، یادگیری آسان زبان انگلیسی،  

تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390 | 10:54 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات


Businessman_Watching_a_Photocopier_Going_Haywire



go haywire

=

mix up,break;not work properly


مثال:

They said they fixed the car, but it went haywire again the next day.


اون ها گفتن ماشین و درست کردند،اما روز بعدش دوباره قاط زد!









طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: اصطلاحات زبان انگلیسی، اصطلاحات زبان، go haywire، break، اصطلاحات عامیانه زبان، زبان انگلیسی، آموزش رایگان زبان انگلیسی، زبان، زبان مدرن، یادگیری زبان انگلیسی، لغات زبان انگلیسی، لغات پر کاربرد زبان انگلیسی، 504، oxford، cambridge، آکسفورد، کمبریج، تافل، آیلتس، آموزش تافل، آموزش آیلتس، Ielts، Toefl،  

تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390 | 11:53 ق.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات




Cross the line

=

exaggerate,go too far

=

زیاده روی کردن،پا از گلیم دراز تر کردن ( یا آزادی یا رهایی از چیزی یا مکانی)

مثال:

You're just a kid!Don't cross the line


تو هنوز بچه ای!پاتو از گلیمت دراز تر نکن!





طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی، اصطلاحات رایج در فیلم های انگلیسی، زبان انگلیسی، آموزش زبان انگلیسی، اصطلاحات با کلاس، expressions، cross the line، زبان مدرن، فیلم های زبان اصلی، اصطلاحات زبان،  

تاریخ : یکشنبه 16 بهمن 1390 | 06:32 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات



max out

=

reach the highest limit

مثال :

Gold price has maxed out these days.


قیمت طلا این روز ها به بالاترین حد خودش رسیده
.








طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: max out، اصطلاحات زبان، زلان انگلیسی، زبان، زبان مدرن، اصطلاحات رایج زبان، آموزش زبان انگلیسی، سیا ترایگان آموزش زبان،  

تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن 1390 | 01:43 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات
Hit the Ceiling
=

(become very angry)


جوش آوردن!




Don's father hit the ceiling when he was informed that his son had

been detained by the police for disorderly conduct*.He became

violently angry since he had often warned his son not to keep

company with that group of boys
*:عمل خلاف



پدر دان وقتی فهمید که پسرش به علت نافرمانی از قانون توسط پلیس دستگیر
شده،اون وحشتناک عصبانی شد(به اصطلاح جوش اورد)،چون اون اغلب به
پسرش اخطار داده بود تا دور اون گروه پسر ها رو خط بکشه!



طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: اصطلاحات زبان، english، english idioms، idioms، slangs، اصطلاحات رایج زبان، زبان مدرن،  

تاریخ : جمعه 30 دی 1390 | 08:56 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات


 وقتی می خواهید بگید که وقت ناهاره،چی باید بگید!؟می دونم الان چه حدس هایی می زنید و مطمئنا درست هم هستند... اما... اگه بخاید خیلی راحت و آسون بگید باید بگید: " I have lunch" به همین راحتی!



طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: اصطلاحات زبان، اصطلاحات رایج زبان انگلیسی، زبان انگلیسی، آموزش زبان انگلیسی،  

تاریخ : جمعه 30 دی 1390 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات


این اصطلاح خیلی به کار می ره!

Chilling =

take rest,relax


مثال:

 I was kind of planning on just staying in and chilling at my place

برنامم فقط این بود که سر جام بمونم و استراحت کنم
.



طبقه بندی: اصطلاحات عامیانه، 
برچسب ها: اصطلاحات زبان، اصطلاحات رایج زبان، اصطلاحات کوچه بازاری زبان انگلیسی، آموزش زبان انگلیسی، زبان، زبان انگلیسی،  

تاریخ : جمعه 30 دی 1390 | 07:31 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا رشیدی ( میلاد ) | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.